عبد الحسين نوايى
234
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
دولت ايران را به زور و زر و تهديد و تزوير ، وادار به عقد قراردادى ننگين ساخت . به طورى كه سفير جرئت بازگشت به ايران ننمود و سپس پتر ( پطر ) با دولت عثمانى نيز قراردادى در باب تجزيهء ايران و تصرف مناطق شمالى آن منعقد ساخت . اما عمر پتر چندان اكتفا نكرد كه تمام مقاصد جاه طلبانهء وى در باب تصرف ايران و رسيدن به آبهاى گرم خليج فارس تحقق يابد . مرگ وى در سال 1725 / 1127 براى ايرانيان موهبتى الهى بود . كاترين زن پتر چندان غرق در شهوترانى و ميگسارى بود كه نتوانست دنبالهء خيالات جاهطلبانهء وى را بگيرد و سپس دوران پتر دوم آغاز شد و سلطنت و مرگ مستعجل وى ، تا اينكه نوبت سلطنت روسيه به آنا ايوانوونا رسيد . در خلال اين مدت ، امرى عجيب روى داده بود و آن ظهور و قيام ندرقلى نامى بود كه بر اثر رشادت و شجاعت فراوان ، ناگهان از گمنامى ، به شهرت فراوان رسيده و كشور ايران را از سقوط حتمى و مسلم نجات بخشيده بود . برق شمشير نادرى همانطور كه چشم تركان عثمانى را خيره كرده بود ، موجبات وحشت روسها را نيز فراهم نموده بود . خاصه آنكه عدهء زيادى از سربازان روسى در مناطق باتلاقى گيلان و مازندران يا دچار مالاريا شده و يا به اسهال و تب گرفتار آمده هلاك شده بودند . چنين بود كه ملكه آنا ايوانوونا در سال 1143 نامهاى به شاه طهماسب ثانى فرستاد و شرايط تخليهء ايالت گيلان را از طرف روسها يادآور گرديد و بارون شافيروف « 1 » را به عنوان نمايندهء دولت روسيه در مذاكرات معرفى نمود . وى وارد رشت شد ، تا به اتفاق ژنرال لواشف « 2 » فرماندهء قواى روسى در گيلان ، قراردادى با دولت ايران منعقد سازد . به موجب اين قرارداد كه در سال 1145 / 1733 منعقد شد و به قرارداد رشت معروف است ، روسها متعهد شدند كه در ظرف پنج ماه نيروهاى نظامى خود را از ايران خارج كرده تمام مناطق متصرفى را ( به استثناى نواحى شمالى قفقازيه ) كه مىبايستى پس از خروج تركان عثمانى ، از ارمنستان و گرجستان ، تخليه گردد ، به ايران واگذار نمايند و دولتين روسيه و ايران در كشور يكديگر نمايندهء
--> ( 1 ) - Shafirov ( 2 ) - Levachov